زندگینامه (بیوگرافی)

علی کریمی
نویسنده : علی حامد عبدالهی - ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸۸

محمد علی کریمی پاشاکی (زادهٔ ۱۷ آبان ۱۳۵۷ در کرج) فوتبالیست سرشناس ایرانی است. او هم‌اکنون عضو باشگاه استیل آذین است. کریمی پیش از این در باشگاه‌های فتح تهران، پرسپولیس تهران، الاهلی امارات، بایرن مونیخ آلمان و السیلیه قطر نیز بازی کرده است.

شناسنامه
نام کامل محمد علی کریمی پاشاکی
زادروز ۱۷ آبان ۱۳۵۷
زادگاه کرج، ایران
قد ۱٫۷۸
نام مستعار جادوگر
اطلاعات باشگاهی
باشگاه کنونی استیل‌آذین
شمارهٔ پیراهن ۸
پُست هافبک تهاجمی
باشگاه‌های جوانان
۱۳۷۵-۱۳۷۷ فتح تهران
باشگاه‌های حرفه‌ای
۱۳۷۷-۱۳۸۰
۱۳۸۰-۱۳۸۴
۱۳۸۴-۱۳۸۶
۱۳۸۶-۱۳۸۷
1387-۱۳۸8
1388-تاکنون
پرسپولیس
بایرن مونیخ
الاهلی
القطر
پرسپولیس
استیل‌آذین
 
تیم ملی
۱۳۸۷-۱۳۷۷ ایران ۳۵

او نخستین بار در سال ۱۹۹۸ در بازی مقابل کویت در بازیهای آسیایی بانکوک با پیراهن تیم ملی به زمین آمد. کریمی در ابتدای بازیهای دور سوم انتخابی جام جهانی ۲۰۱۰ نیز کاپیتان ایران بود که بعد از تیم ملی کنار ماند. بنابر اعلام ابوالفضل جلالی مدیر برنامه‌های علی کریمی مبلغ قرارداد این بازیکن در طول دو سال بازی در قطر ۴ میلیون و ۷۰۰ هزار یورو بود. کریمی با قراردادی به ارزش 300 میلیون تومان بار دیگر به پرسپولیس تهران پیوست تا به عنوان ارزان‌ترین ستاره فوتبال ایران در لیگ برتر مشغول به بازی شود. کریمی عضو تیم ملی فوتبال ایران است و در تیم‌های بزرگی نظیر بایرن مونیخ آلمان بازی کرده است. وی همیشه پیراهن شماره ۸ را به تن می‌کند.[۱] او در سال ۲۰۰۴ بازیکن سال آسیا شد.

باشگاه‌ها

به ترتیب :

  • نوجوانان نفت تهران – ایران.
  • نوجوانان سایپا تهران – ایران.
  • جوانان سایپا تهران – ایران.
  • فتح تهران – ایران.
  • پرسپولیس تهران – ایران.
  • الاهلی دوبی – امارات.
  • بایرن مونیخ – آلمان.
  • القطر _ قطر
  • السیلیه قطر
  • پرسپولیس تهران
  • استیل آذین تهران

 

 افتخارات

  • نایب قهرمانی نوجوانان تهران با نوجوانان نفت.
  • قهرمانی امیدهای تهران با امیدهای فتح.
  • قهرمانی لیگ و جام حذفی ایران با پرسپولیس.
  • قهرمانی جام حذفی امارات با الاهلی امارات.
  • قهرمانی بازیهای آسیایی بانکوک با تیم ملی ایران.
  • قهرمانی غرب آسیا با تیم ملی.
  • قهرمانی جام بین قاره‌ای آسیا – اقیانوسیه با تیم ملی ایران.
  • بازیکن سال ۲۰۰۴ آسیا
  • راهیابی به جام جهانی 2006 آلمان همراه با تیم ملی ایران

 

انتقال به بایرن مونیخ

علی کریمی روز ۳ می سال ۲۰۰۵ بنا به گزارش وب‌گاه رسمی باشگاه بایرن مونیخ به این تیم آلمانی پیوست. او پس از علی دایی و وحید هاشمیان سومین بازیکنی بود که در این باشگاه معتبر مشهور به هالیوود بازی می‌کرد. در ابتدا بسیاری معتقد بودند که انتقال کریمی برای این باشگاه تنها جنبه اقتصادی دارد، اما بازیهای خوب این بازیکن مانع این انتقادات شد. علی کریمی خیلی زود توانست در جمع نامداران این باشگاه نظیر میشاییل بالاک، سباستین دایسلر، مارتین دمیکلیس، مهمت شول و زی روبرتو برای خود جایگاهی ثابت دست و پا کند، به طوری که برخی از این بازیکنان نیمکت نشین شدند. طبق یکی از بندهای قرارداد کریمی و بایرن مونیخ، پس از ۲۵ بازی این قرارداد به طور خودکار تمدید می‌شد. در بازی با هامبورگ این اتفاق افتاد، اما در همین بازی وی متأسفانه مصدوم شد، به طوری که نتوانست در بازیهای جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان در اندازه‌های واقعی خود ظاهر شود. کریمی همچنین از جمله بازیکنان ایرانی محسوب می‌شود که در لیگ قهرمانان اروپا بازی کرده‌است و در مقابل راپیدوین اتریش یک گل به ثمر رساند.

 

 انتقال به پرسپولیس

علی کریمی بعد از عدم درخشش در بایرن مونیخ به قطر رفت و برای تیم القطر بازی کرد اما بازیهای او مورد توجه کسی قرار نگرفت و وقتی او را به تیم نه چندان قوی السیلیه فرستادند او خواستار جدایی از تیم شد و به پرسپولیس بازگشت.اوهرچند به خوبی دوران اوجش نیست اما هنوز می‌تواند برای پرسپولیس مثمر ثمر باشد.

 

 

 خداحافظی از تیم ملی

علی کریمی بعد از حذف تیم ملی ایران از رقابت‌های مقدماتی جام جهانی به زودی خداحافظی رسمی اش از تیم ملی ایران را اعلام کرد.

 

 انتقال به استیل آذین

علی کریمی به سبب عدم تمایل مدیران باشگاه پرسپولیس برای تمدید قرار داد با وی، این باشگاه را بدرود گفت و به استیل آذین پیوست.


comment نظرات ()
امیرکبیر
نویسنده : علی حامد عبدالهی - ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ شهریور ،۱۳۸۸

میرزا تقی‌خان فراهانی (متولد ۱۱۸۶ – درگذشتهٔ ۲۰ دی ۱۲۳۰) مشهور به امیرکبیر، یکی از صدراعظم‌های ایران در دوره ناصرالدین‌شاه قاجار بود.[۱] اصلاحات امیرکبیر اندکی پس از رسیدن وی به صدارت آغاز گشت و تا پایان صدارت کوتاه او ادامه یافت. مدت صدارت امیر کبیر ۳۹ ماه (۳سال و ۳ماه) بود. وی موسس مدرسه دارُالفُنون بود که برای آموزش علوم و فنون جدید، به فرمان او در تهران تأسیس شد. همچنین انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه از جمله اقدامات وی به حساب می‌آید. امیرکبیر پس از این که با توطئه اطرافیان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعید شد و در حمام فین آنجا به دستور ناصرالدین‌شاه به قتل رسید.

شناسنامه
نام کامل میرزا تقی‌خان فراهانی
معروف به امیرکبیر
امیرنظام
زادروز ۱۱۸۶
زادگاه فراهان،
تاریخ مرگ ۲۰ دی ۱۲۳۰
محل مرگ باغ فین کاشان،
همسر عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین‌شاه
اطلاعات سیاسی
سمت صدراعظم
در پادشاهی ناصرالدین‌شاه
فعالیت‌ها موسس مدرسه دارُالفُنون
انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه
رسیدگی به وضع مالیه
قبل از میرزا آقاخان نوری
بعد از میرزا آغاسی

 زندگی

 کودکی

میرزا تقی فراهانی در سال ۱۱۸۶ در فراهان متولد شد. [۲] پدر وی کربلایی قربان نام داشت و آشپز قائم مقام فراهانی بود. وی در خانه قائم مقام تربیت شد و در جوانی توانست سمت منشی‌گری قائم مقام را به دست آورد.

دوران حضور در دستگاه دولتی

وی پس از قتل گریبایدوف در ایران، از جانب دستگاه دولتی ایران ماموریت یافت تا برای عذرخواهی به نزد تزار روسیه برود. وی سپس ریاست هیاتی سیاسی را بر عهده گرفت و مامور حل اختلافات مرزی با دولت عثمانی شد. این ماموریت دو سال به طول انجامید و میرزا محمدتقی‌خان در این دوران به امیرنظام ملقب گشت. [۳] پس از مرگ محمد شاه قاجار در سال ۱۱۲۶ [۴]، وی در تامین هزینه عزیمت ولیعهد ناصرالدین‌شاه به تهران نقش مهمی ایفا نمود. وی در اوایل سلطنت ناصرالدین‌شاه به مقام صدر اعظمی دست یافت و لقب امیرکبیر را دریافت نمود. [۵] دلیل این انتصاب، حسن انجام وظیفه او در رساندن شاه به تخت پادشاهی بود. [۶] ناصرالدین شاه در آن زمان ۱۶ سال داشت.

امیرکبیر در ۲۶ بهمن ۱۲۲۷ برابر ۲۲ ربیع‌الاول ۱۲۶۵ ق. با عزت‌الدوله، خواهر ناصرالدین‌شاه ازدواج کرد[۷].

 عزل

حضور امیرکبیر در دربار ناصرالدین‌شاه همواره مورد مخالفت تعدادی از نزدیکان شاه از جمله مهد علیا مادر شاه، اعتمادالدوله و میرزا آقاخان نوری قرار داشت؛ چنان که تلاش‌های این عده سرانجام منجر به صدور حکم عزل امیرکبیر از مقام خود گردید. برخی از درباریان که او را مخالف منافع خود می‌دیدند، تهمت زدند که امیرکبیر داعیه سلطنت دارد. [۸] تحریک‌های مادر شاه و دیگر درباریان باعث ترس شاه شد، از این رو، حکم عزل امیرکبیر در روز ۱۹ محرم سال ۱۲۶۷ هجری قمری به وی ابلاغ شد. چهار روز پس از این، میرزا آقاخان نوری به سمت صدارت منصوب شد. [۹]

 مرگ

امیرکبیر، دو روز پس از عزل به کاشان تبعید شد. اما با این وجود، مخالفان امیرکبیر در دربار، احتمال می‌دادند که امیرکبیر بار دیگر مورد عنایت شاه قرار گیرد و به قدرت بازگردد. بنابراین با کوشش فراوان توانستند حکم قتل وی را از ناصرالدین‌شاه بگیرند. سرانجام امیرکبیر در ۲۰ دی ۱۲۳۰ در حمام فین کاشان به قتل رسید. جسد امیرکبیر ابتدا در کاشان دفن شد ولی چند ماه بعد با تلاش عزت‌الدوله، همسرش، به کربلا منتقل شد. [۱۰]

 مهم‌ترین اقدامات امیرکبیر

  • تأسیس مدرسه دارالفنون: مدرسه دارالفنون در زمان صدارت امیرکبیر، در هفت شعبه تأسیس شد و اولین مدرسه جدید ایران بود. شاهزاده‌های قاجار نخستین دانشجویان دارالفنون بودند. در دارالفنون اصول علمی جدید و دانش‌های مهندسی، پزشکی و فنون به جوانان آموزش داده می‌شد و بسیاری از معلم‌هاب آن از اروپا و به ویژه از کشورهایی چون اتریش، اسپانیا، ایتالیا و فرانسه به کار گرفته شده بودند. پس از برکناری امیرکبیر، با وجود مخالفت‌های میرزا آقاخان نوری، مدرسه کار خود را ادامه داد.[نیازمند منبع].
  • انتشار روزنامه وقایع اتفاقیه: اولین شماره روزنامه وقایع اتفاقیه در سال سوم سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار در ۱۸ بهمن ۱۲۲۹ خورشیدی (برابر با ۷ فوریه ۱۸۵۱ میلادی) و به کوشش امیرکبیر منتشر شد. به دستور امیرکبیر اشتراک این روزنامه برای هر یک از افرادی که از دستگاه دولتی بیش از ۲۰۰ تومان حقوق می‌گرفتند اجباری بود. در این روزنامه، اخبار داخلی شامل خبرهای مربوط به دربار، عزل و نصب‌ها، اعطای مقام‌ها، نشان‌ها و امتیازات چاپ می‌شد. در برخی شماره‌ها نیز اخبار رویدادهای شهرهای ایران به چاپ می‌رسید. در بخش اخبار خارجی، اخبار مربوط به کشورهای اروپایی به چاپ می‌رسید. همچنین این روزنامه دارای صفحه حوادث نیز بود. [۱۱]
  • رسیدگی به وضع مالیه: امیرکبیر در دوران صدراعظمی خود با رشوه خواری به مبارزه خاست. او دستور داد دریافتی‌های بی‌حساب و قطع مواجب بی‌جهتی که از دستگاه‌های دولتی می‌گرفتند؛ قطع شود. وی حقوق شاه را کاهش داد و ماهانه به دوهزار تومان رسانید و قرار گذاشت که هر ماه به او کارسازی کنند. وی مواجب بی‌حسابی که حاج میرزا آقاسی برقرار کرده بود، قطع کرد. وی سروسامانی به قوانین مالیاتی داد و صورت عواید و مخارج آن را تعدیل کرد. تیولدارانی که حق دیوان را نمی‌دادند، امیر تیول آن‌ها را ضبط کرد[۱۲].

          او همچنین برای ماموران دولتی حقوق ثابت تعیین کرد.

  • اصلاحات اجتماعی: امیرکبیر، دستور داد که رسم قمه‌کشی و لوطی‌بازی از شهرها و راه‌ها برداشته شود. وی حمل اسلحه سرد و گرم را ممنوع کرد. وی قاعده بست‌نشینی را لغو کرد. این کار امیرکبیر، مخالفت بسیاری از روحانیون را برانگیخت.[نیازمند منبع]
  • سر و سامان دادن به ارتش: امیرکبیر، مشق و دروس ارتشیان و تسلیحات آن‌ها و برکشیدن صاحب‌منصبان بی‌طرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بی‌فایده در نظام سازمانی را پایه‌گذاری کرد. رسم بخشیدن مناصب بی‌شغل را برانداخت و معیار ترفیع صاحب‌منصبان، شایستگی ایشان گشت.[۱۳] مهمات‌سازی در زمان او رشد کرد و توپ‌ریزی و باروت‌سازی تبریز دوباره رونق گرفت. وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد. به دستور وی لباس سربازان از پارچه ایرانی بود.[۱۴]
  • اصلاح سیاست خارجی: امیرکبیر، دستگاه وزارت امور خارجه را توسعه داد. تأسیس سفارت‌خانه‌های دائمی در لندن و سن‌پترزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز؛ تربیت کادر برای وزارت امور خارجه و تنظیم دفتر اسناد سیاسی از کارهای اوست. [۱۵]
  • اصلاحات مذهبی: امیرکبیر، در پی منع قمه‌زنی و اصلاح امور روضه‌خوانی برآمد. وی نسبت به علمای مذهبی با احترام خاصی برخورد می‌کرد، با این حال میرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران، از جمله روحانیونی بود که به شدت به مخالفت با امیرکبیر برخاست و بسیاری از روحانیون دیگر نیز به همراهی با او برخاستند.[۱۶]
  • حذف القاب و عناوین: امیرکبیر، القاب و عناوین فرمایشی را موجب زیان‌های اجتماعی می‌دانست[۱۷] و در نامیدن دیگران به گفتن واژه "جناب" اکتفا می‌کرد، حتی نسبت به مقام صدارت.[نیازمند منبع].
  • فرمان قتل سیدعلی محمد باب: امیرکبیر، دستور داد که باب که در قلعه چهریق آذربایجان زندانی بود؛ در تبریز تیرباران شد.[۱۸]
  • فرمان قتل سالار پسر آصف‌الدوله: سالار والی خراسان که طرفدار تجزیه‌طلبی و جدایی خاک خراسان از ایران بود، در زمان ناصرالدین‌شاه شورش کرد. امیرکبیر، سپاهیانی را به خراسان فرستاد. سرانجام، امیر دستور داد که سالار و همراهانش کشته شوند.[۱۹]
  • آوردن سیدصالح عرب به ایران: آقاسیدصالح در کربلا با فرستادگان امپراتوری عثمانی روبه‌رو گردید. وی شش روز با عثمانی جنگید تا این که دستگیر شد و سلطان عثمانی به دستگیر کردن وی فرمان داد. امیرکبیر تلاش کرد تا سید را به تهران برگرداند

comment نظرات ()
ناصرالدین‌شاه قاجار
نویسنده : علی حامد عبدالهی - ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ شهریور ،۱۳۸۸

ناصرالدین‌شاه قاجار (۲۵ تیر ۱۲۱۰ - ۱۱ اردیبهشت ۱۲۷۵) ، قبلهٔ عالم، معروف به «سلطان صاحبقران» و بعد ، چهارمین شاه از دودمان قاجار ایران بود. وی طولانی‌ترین مدت شاهی را در میان دودمان قاجار دارا است. وی اولین شاه ایرانی بود که خاطرات خود را منتشر کرد. او را پیش از پادشاهی ناصرالدین میرزا می‌خواندند.

ناصرالدین‌شاه قاجار
ترتیب چهارمین شاه دودمان قاجار
زمان حکومت ۱۲۲۸ - ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵
صدراعظم‌ها امیرکبیر - میرزا آقاخان نوری - میرزا حسین خان سپهسالار - امین‌السلطان
شاه پیشین محمدشاه
شاه بعدی مظفرالدین شاه
سلسله قاجاریه
زادروز ۲۵ تیر ۱۲۱۰
درگذشت ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵
زادگاه تبریز، ایران
محل فوت شهر ری، ایران

 

 زندگی

وی در سال ۱۲۱۰ هجری شمسی در خانه‌ای که به بهایی معروف بود در تبریز بدنیا آمد. مادر او مهد علیا گفته می شود که مادرش در زمان بارداری با مردی به نام میرزاعظیم رابطه نامشروع داشته. خبر درگذشت پدرش محمدشاه را در سال ۱۲۲۸ هجری شمسی هنگامی که در تبریز بود شنید، سپس به یاری امیرکبیر به پادشاهی رسید و بر تخت طاووس نشست که البته پس از مدتی با دسیسه سفرای کشور های خارجی مخصوصا بریتانیا حکم اعدام امیرکبیر را در حالت مستی امضا نمود.

ناصرالدین شاه برای حفظ مناطق شرقی ایران، به‌ویژه منطقه هرات کوشش کرد ولی پس از تهدید و حمله بریتانیا به بوشهر ناچار به توقف این فعالیتها شد. فرستاده وی قرارداد پاریس را امضا کرد. در دوران سلطنت او به‌ویژه پس از ترور ناموفق وی توسط یک بابی، محدودیت بهائییان و بابی‌ها در ایران افزایش یافت

ناصرالدین شاه برای حفظ مناطق شرقی ایران، به‌ویژه منطقه هرات کوشش کرد ولی پس از تهدید و حمله بریتانیا به بوشهر ناچار به توقف این فعالیتها شد. فرستاده وی قرارداد پاریس را امضا کرد. در دوران سلطنت او به‌ویژه پس از ترور ناموفق وی توسط یک بابی، محدودیت بهائییان و بابی‌ها در ایران افزایش یافت.

 هنگامی که محمد شاه قاجار که سال‌ها با بیماری نقرس دست به گریبان بود در شوال ۱۲۶۴ در ۴۲ سالگی از دنیا رفت، کشور گرفتار شورش بود و تنها بخش آرام ایران آذربایجان شمرده می‌شد

. در این زمان ناصرالدین میرزای ولیعهد -که آن زمان شانزده ساله بود-در تبریز به سر می‌برد و مدعیان پادشاهی از هر سو سر برآورده بودند. حاجی میرزا آقاسی وزیر محمد شاه که توانایی آرام نگاه داشتن تهران را نداشت به حرم عبدالعظیم پناهنده شد و بست نشست. در این زمان ناصرالدین میرزا با پشتیبانی میرزاتقی خان امیرنظام (امیرکبیر آینده) راهی تهران شد و پیش از رسیدن به شهر میرزا تقی خان را لقب اتابک اعظم داد و او را صدراعظم خود گردانید. با رسیدن به تهران در همان سال ناصرالدین شاه به پادشاهی ایران رسید.

در آستانهٔ مراسم پنجاهمین سال تاجگذاری در سال ۱۲۷۵ هجری خورشیدی (۱۷ ذی‌القعده۱۳۱۳ هجری قمری) به دست میرزا رضای کرمانی یکی از پیروان سید جمال الدین اسدآبادی و به تحریک او[۱] در حرم شاه عبدالعظیم در شهر ری ترور شد. او در هنگام ترور پنجاهمین سالگرد سلطنت خویش را جشن می‌گرفت. وی در زیارتگاه شاه عبدالعظیم در شهر ری در نزدیکی تهران دفن است. سنگ قبر یک پارچهٔ مرمری وی که تمثال کامل وی بر آن حکاکی شده هم‌اکنون در موزهٔ کاخ گلستان در تهران نگهداری می‌شود و به یکی از شاهکارهای کنده‌کاری دوره قاجار معروف است.

گفته می‌شود ریوولور استفاده شده برای ترور وی بسیار کهنه و فرسوده بوده‌است. به همین دلیل شاید اگر وی پالتوی ضخیم‌تر پوشیده بود یا از فاصله‌ای دورتر به وی شلیک شده بود او از این سو قصد جان سالم به در می‌برد. گفته شده‌است که آخرین کلمات وی این‌ها بوده‌اند: «من بر شما جور دیگری حکومت خواهم کرد اگر زنده بمانم».


comment نظرات ()
شادمهر عقیلی
نویسنده : علی حامد عبدالهی - ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ شهریور ،۱۳۸۸

شادمهر عقیلی (زادهٔ ۷ بهمن ۱۳۵۱، تهران) از پرطرفدارترین خوانندگان جوانی ا‌ست که پس از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران کار خود را آغاز کرد. وی پس از مدتی ابتدا به کانادا و سپس به ایالات متحدهٔ آمریکا مهاجرت کرد.

شادمهر عقیلی
نام اصلی شادمهر عقیلی
تولد ۷ بهمن ۱۳۵۱
‎۲۷ ژانویه ۱۹۷۳
اصل/ملیت ایرانی
کانادایی
سبک‌ها پاپ
فعالیت(ها) خواننده
نوازنده
آهنگساز
تنظیم کننده
بازیگر
ساز(ها) گیتار
ویولون
پیانو
ماندولین
سنتور
...
مدت فعالیت ۱۳۷۵ تا کنون
وب‌گاه ‌سایت مرجع شادمهر
 
 

دوران کودکی

زندگی هنری

در ایران

از کودکی به نوازندگی علاقه داشت و با پیانو شروع کرد ولی بعد ویلن را به‌عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد. نواختن ساز را از هر کاری بیشتر دوست می‌داشت. سازهای تخصصی وی پیانو، گیتار و ویلن بوده و در نواختن ویلن تبحر خاصی دارد. او فارغ‌التحصیل از هنرستان موسیقی است.[نیازمند منبع]

از ۱۳۷۶ وارد واحد موسیقی صدا و سیما شد و در آنجا مشغول به کار شد ولی کارهای او برای کسب مجوز مشکل داشتند. به‌عنوان اولین کار «معبود» و سپس «قسمت» را اجرا کرد و بعد از آن آلبوم بهار من اولین کاست او بود. بهار من کاست بدون کلامی شامل ترانه‌های قدیمی مانند «گل گندم» و «بهار من»، «جان مریم» و... بود که شادمهر نوازندگی پیانو، گیتار و ویلون را در آن بعهده داشت. او در آلبومی به نام فصل آشنایی که کارهای دیگر خوانندگان پاپ آن روزگاران در ایران، هم در آن جای داشت سه آهنگ به نام‌های «باغ زندگی» به همراهی علیرضا عصار «معبود» و «قسمت» را ارائه کرد. سپس در آلبومی به نام «نازنین» باز هم به همراهی دیگر خوانندگان، دو آهنگ «قفس» و «تو بی نهایت شب» را ارائه کرد.

بعد از آن کاست مسافر توسط شرکت فرهنگی هنری «پیغام سحر» به بازار آمد که با استقبال روبرو شد. دهاتی آلبوم بعدی عقیلی بود که توسط شرکت فرهنگی هنری «فارس نوا» منتشر شد.دو آلبوم وی در واقع پرفروشترین کاستهای تاریخ موسیقی ایران بشمار می‌روند. شرکت پخش کننده آلبوم دهاتی برای گرفتن مجوز با موانعی از سوی وزارت ارشاد روبرو شد به طوری که شادمهر بارها مجبور شد ترانه‌های این کار را بازخوانی و اصلاح کند. با وارد شدن شادمهر به سینما محبوبیت او بیشتر شد.

او در دو فیلم سینمایی پر پرواز در سال ۱۳۷۹ به کارگردانی خسرو معصومی و بازی هنرمندانی چون زیبا بروفه، مرجان شیرمحمدی، داوود ناقور، شهلا ناظریان و... و شب برهنه به کارگردانی سهید سهیلی و بازی علی قربان‌زاده و اکرم محمودی و... بازی کرد و توانایی‌هایش را در عرصه بازیگری آزمود. بازی در این فیلم‌ها باعث افزایش حساسیت روی کارهای وی شد. گرفتن مجوز برای کاست بعدی یعنی آدم و حوا دو سال ادامه پیدا کرد و شادمهر که عرصه را برای کار تنگ می‌دید به کانادا مهاجرت کرد و در آنجا فعالیت‌هایش را ادامه داد.

خارج از ایران

او بعد از مدتی موفق شد با کمپانی "نوامیدیاً قرداد امضا کند. هنوز چند وقتی تا انتشار اولین آلبوم او در خارج از کشور باقی مانده بود که ناگهان این آلبوم با کیفیت پایین در بازار ایران پخش شد. بعضی از آهنگهایی که او اصلاً قصد انتشار آنها را نداشت در این آلبوم منتشر شده بود. بعد از یک ماه از این ماجرا آلبوم او به طور رسمی و با نام خیالی نیست پخش شد که شامل قطعات زیر بود:

  1. خیالی نیست
  2. باور
  3. فال قهوه
  4. ژینا
  5. می‌خوام برم
  6. چشم‌های عاشق
  7. باور(با اجرای درام)


بعد از منتشر شدن این آلبوم و به دلیل وجود نداشتن سه آهنگ: باور، می‌خوام برم، فال قهوه در آلبومی که یک ماه قبل در ایران پخش شده بود بار دیگر آلبوم او این بار با این سه آهنگ جدید و با نام فال قهوه در ایران به فروش می‌رسید! آلبوم بعدی او آدم فروش بود. آلبوم سوم او در خارج از کشور "پاپ کرن" نام داشت که در اسفند ۱۳۸۴ پخش شد.

هفت تک آهنگ شادمهر با نام‌های «سبب»، «رسیدی»، «مشکوک»، «بغض»، «بیا»، «تن تو» و «یه کاری کن» تحت عنوان آلبوم غیر رسمی با نام "سبب" در ایران منتشر شد که بعدها چهار آهنگ «سبب»، «رسیدی»، «مشکوک» و «یه کاری کن» همراه با سه آهنگ دیگر «خیال»، «شیلا» و «ترس» به طور رسمی در آلبوم "تقدیر" از سوی کمپانی "سنتوری رکوردز" عرضه شد.

آهنگ‌شناسی

آلبوم‌ها

  1. (1997) 1376 -بهار من(بی کلام)>فروردین ماه
  2. (1998) 1377 -فصل آشنایی(کار مشترک)>فروردین ماه
  3. (1998) 1377 -مسافر>تیر ماه
  4. (1999) 1378 -دهاتی>اردی بهشت ماه
  5. (1999) 1378 -مشق سکوت(بی کلام)>آذر ماه
  6. (1999) 1378 -نغمه‌های شرقی(بی کلام)>دی ماه
  7. (2000) 1379 -فریبا> خرداد ماه(غیر رسمی)
  8. (2000) 1379 - پر پرواز (موسیقی فیلم پر پرواز)>تیر ماه
  9. (2001) 1380 -آدم و حوا(غیر رسمی)>شهریور ماه
  10. (2002) 1381-خیالی نیست(بعد از مهاجرت)>دی ماه
  11. (2002) 1382-دوری و پشیمانی(غیر رسمی) با همراهی عرشیا
  12. (2004) 1383-آدم فروش>فروردین ماه
  13. (2006) 1385- پاپ کورن>فروردین ماه
  14. (2008) 1387- سبب>تیر ماه
  15. (2009) 1388- تقدیر>دی ماه

تک‌آهنگ‌ها

  1. تو بی نهایت شب (از آلبوم نازنین)
  2. قفس (از آلبوم نازنین)
  3. عطر و شبنم(از آلبوم کویر)
  4. شب برهنه
  5. داداشی
  6. خانه خراب
  7. غم تنهایی
  8. تو رو اینجوری می‌خوام
  9. لحظه عاشقونه
  10. دل شکسته
  11. بازیچه
  12. حسرت
  13. شام غریبان(سنتی)
  14. زمستون
  15. خانوم خانوما
  16. عادت

همکاران هنری

از معروف ترین ترانه‌های نیلوفر لاری پور را خوانده‌است.از دیگر ترانه سرایان همکار وی می‌توان به مونا برزویی، جواد شریف پور، شاهکار بینش پژوه، فرید احمدی، شیدا شفیعی، محمد علی بهمنی، پاکسیما زکی پور، آزیتا قاسمی، صمد وفایی، فرزاد حسنی، بایک روزبه و یغما گلرویی اشاره کرد. ضمن اینکه برای مهستی آهنگ‌ها و تنظیم‌های آلبوم از خدا خواسته را انجام داده‌است. اهنگ سازی برای خوانندگان داخلی و خارجی مانند :ناصر عبدالهی، جمشید، بهبود، مهران احراری، شروین، ایلیا منفرد، حمید غلامعلی، علیرضا عصار، محمد اصفهانی، حسین زمان، لیلا فروهر و...


comment نظرات ()
حسین رضا زاده
نویسنده : علی حامد عبدالهی - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸۸

حسین رضازاده

 

رکورد مدال
شرکت‌کنندهٔ کشور ‎پرچم ایران ایران
وزنه برداری مردان
بازی‌های المپیک
طلا آتن ۲۰۰۴ ۱۰۵+ ک‌گ
طلا سیدنی ۲۰۰۰ ۱۰۵+ ک‌گ
مسابقات جهانی
برنز آتن ۱۹۹۹ ۱۰۵+ ک‌گ
طلا ورشو ۲۰۰۲ ۱۰۵+ ک‌گ
طلا ونکوور ۲۰۰۳ ۱۰۵+ ک‌گ
طلا دوحه ۲۰۰۵ ۱۰۵+ ک‌گ
طلا سانتادومینگو ۲۰۰۶ ۱۰۵+ ک‌گ
بازی‌های آسیایی
برنز بانکوک ۱۹۹۸ ۱۰۵+ ک‌گ
طلا بوسان ۲۰۰۲ ۱۰۵+ ک‌گ
طلا دوحه ۲۰۰۶ ۱۰۵+ ک‌گ
قهرمانی آسیایی
طلا ووهان ۱۹۹۹ ۱۰۵+ ک‌گ
طلا گوانگ ژو ۲۰۰۲ ۱۰۵+ ک‌گ
طلا دوبی ۲۰۰۵ ۱۰۵+ ک‌گ

حسین رضازاده وزنه‌بردار سنگین‌وزن ایرانی است. وی متولد اردبیل به سال ۱۳۵۷ است.

وی تاکنون دو بار مدال طلای مسابقات المپیک را برای ایران به ارمغان آورده‌است و هم‌اکنون نیز صاحب رکورد این رشته ورزشی می‌باشد. او در ایران به عنوان «قهرمان قهرمانان» نیز انتخاب شده‌است.

آخرین مدال قهرمانی وی تا آذر ۱۳۸۵ مربوط به بازی‌های آسیایی دوحه است. وی چند سال قبل با همسرش در مکه ازدواج کرد، (این مراسم از تلویزیون ایران نیز پخش شد) او یک فرزند پسر به نام ابوالفضل دارد.

او علاوه بر سرمربی‌گری تیم ملی وزنه‌برداری ایران، عضو هیئت مدیرهٔ باشگاه فوتبال سایپا نیز است.

عناوین

  • مدال برنز بازیهای آسیایی ۱۹۹۸ بانکوک
  • مدال برنز قهرمانی جهان ۱۹۹۹ آتن
  • مدال طلای المپیک ۲۰۰۰ سیدنی
  • مدال طلای بازیهای آسیایی ۲۰۰۲ بوسان
  • مدال طلای قهرمانی جهان ۲۰۰۲ ورشو
  • مدال طلای قهرمانی جهان ۲۰۰۳ ونکوور
  • مدال طلای المپیک ۲۰۰۴ آتن
  • مدال طلای قهرمانی جهان ۲۰۰۵ دوحه
  • مدال طلای قهرمانی جهان ۲۰۰۶ سانتادومینگو
  • مدال طلای بازیهای آسیایی ۲۰۰۶ دوحه

رد پیشنهاد ترکیه

در سال ۲۰۰۲ پیشنهاد نعیم سلیمان‌اوغلو قهرمان سه دوره وزنه‌برداری المپیک و رئیس وقت فدراسیون وزنه‌برداری ترکیه را مبنی بر تغییر تابعیت خود به ترکیه و دریافت ۱۰ میلیون دلار پاداش در صورت قهرمانی در المپیک آتن و دریافت ماهیانه ۲۰ هزار دلار رد کرد. وی در جواب سلیمان اوغلو در فرودگاه استانبول گفت: «من ایرانی‌ام و وطن و ملتم را دوست دارم.» او پیشنهاد مشابه‌ای را نیز از سوی جمهوری آذربایجان رد کرده‌است. او با اینکار محبوبیت خود را نزد ایرانیان چندین برابر کرد. [۱]

انصراف از المپیک

۲ مرداد ۱۳۸۷ رضازاده از مسابقات رسمی خداحافظی کرد و به این ترتیب، شرکت او در المپیک پکن منتفی شد. علت انصراف وی از شرکت در المپیک، فشارهای سنگین تمرین در طول دهه اخیر اعلام شد.[۳]. گفته شد که وی به دستور پزشکان از حضور در بازی‌های المپیک امتناع کرده است[۴].

 


comment نظرات ()
علی دایی
نویسنده : علی حامد عبدالهی - ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸۸

 

علی دایی یک بازیکن و مربی فوتبال ایرانی است. وی ۱۰۹ گل ملی در کارنامهٔ خود دارد و با فاصلهٔ زیادی بهترین گلزن بازی‌های ملی در تاریخ فوتبال جهان است. در سال ۱۳۸۶ خورشیدی، فدراسیون آمار و ارقام فوتبال (متعلق به فیفا)، علی دایی در رده بیست و ششم لیست بازیکنان برتر تاریخ فوتبال جهان قرار گرفت، که در این فهرست وی به عنوان تنها بازیکن آسیایی در میان برترین‌های تاریخ فوتبال مشاهده می‌شود.[۱]

دایی سابقهٔ بازی در تیم‌های مهم بوندس لیگا همچون بایرن مونیخ را دارد و به همراه این تیم به نایب قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا دست یافته و همچنین از ژوئن ۲۰۰۷ یکی از اعضای کمیته فوتبال فیفا است.[۲]

 

 زندگی شخصی

علی دایی در اردبیل متولد شد. سال ۱۳۶۶ در رشته عمران دانشگاه شریف قبول شد، اما به دلیل بازی فوتبال سر اذان ظهر در گزینش ورود به دانشگاه رد شد. همان سال دانشگاه آزاد اردبیل هم قبول شد و دو ترم هم به دانشگاه رفت. ولی در سال ۱۳۶۷ دوباره در کنکور شرکت کرد و این‌بار بدون آن که گزینش گریبان‌گیرش شود در رشته متالوژی دانشگاه شریف پذیرفته شد و لیسانس خود را از همان دانشگاه دریافت کرد[۳] . همچنین وی به تازگی ازدواج کرده و اکنون ساکن محله شهرک غرب در تهران است.[۴]

علی دائی علاوه بر فوتبال، در تجارت نیز مردی موفق بوده‌است و گرداننده چندین شرکت بزرگ و چند فروشگاه و کارخانه تولیدی است.

دائی طی سالهای اوج فوتبال خود و همچنین پس از دوران بازیگری خود، بارها در مسابقات فوتبال با نیات خیرخواهانه به میدان رفته‌است (از جمله در دیدار ستارگان فوتبال جهان و تیم منتخب بوسنی با همراهی روبرتو باجو و دیگر ستاره‌های افسانه‌ای فوتبال و همچنین بازی دوستانه نود دقیقه برای ماندلا که بین تیم منتخب جهان و تیم منتخب آفریقا، به مناسبت تولد ۹۰ سالگی نلسون ماندلا برگزار شد، که این بازی یکی از زیباترین بازی‌های دوستانه علی دایی به شمار می‌رود). او همچنین همراه بامادلین آلبرایت و دیوید بکهام و ...، با سازمان یونیسف، به عنوان سفیر صلح همکاری دارد[نیازمند منبع].

 

 سابقهٔ به عنوان بازیکن فوتبال ایران

 

 علی دایی در فوتبال باشگاهی

دایی، فوتبال را از باشگاه‌های کوچک شهر اردبیل همچون استقلال اردبیل و شهرداری اردبیل آغاز کرد. او پس از قبولی در دانشگاه صنعتی شریف و اقامت در تهران، به تیم تاکسیرانی تهران، سپس به بانک تجارت پیوست و در این تیم بود که مورد توجه بیشتری قرار گرفت و برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد.

دایی بعدها به پرسپولیس تهران و سپس السعد قطر پیوست و از این تیم راهی اروپا شد و همراه با کریم باقری به باشگاه آلمانی آرمینیا بیله‌فلد و خداداد عزیزی به اف سی کلن آلمان پیوست. مقصد بعدی او بایرن مونیخ آلمان بود. فرانس بکن‌بائر رییس باشگاه بایرن مونیخ، علی دائی را برای این باشگاه انتخاب کرد و وی را مهاجمی در سطح جهانی معرفی کرد. حضور دایی در بایرن مونیخ آلمان نقطه اوج فوتبال او بود، زیرا پیش از آن حضور بازیکنی ایرانی و حتی آسیایی، در یک باشگاه معتبر، نظیر بایرن مونیخ سابقه نداشت. دایی به همراه بایرن مونیخ تا فینال جام باشگاه‌های اروپا رفت و در نهایت مدال نقرهٔ آن بازی‌ها را به دست آورد. گرچه دایی در بازی فینال به میدان نیامد.

او سپس به هرتا برلین آلمان پیوست و با پوشیدن پیراهن شماره ۹ از اصلی‌ترین بازیکنان این تیم بود. دایی با هرتا برلین هم در جام باشگاه‌های اروپا بازی کرد و دو بار دروازهٔ چلسی و یکبار دروازهٔ آث میلان را گشود. حضور موفق علی دائی در باشگاه‌های اروپایی، راه را برای بسیاری از بازیکنان آسیایی از جمله هیده توشی ناکاتا و مهدی مهدوی کیا گشود.

علی دایی با باشگاه سایپا به عنوان بازیکن و سرمربی تیم سایپا ، در سال ۱۳۸۵ فعالیت خود را آغاز کرد. این تیم توانست در خرداد ماه ۱۳۸۶ قهرمانی ششمین لیگ برتر را به دست آورد. او هم‌زمان با قهرمانی سایپا در روز ۷ خرداد ۱۳۸۶، بازدن گل قهرمانی سایپا، که آخرین گل رسمی آقای گل جهان بود، از بازیگری در رشته فوتبال، در مقاطع رسمی، برای همیشه خداحافظی کرد.

 

 لیست تیم‌های باشگاهی

  • شهرداری اردبیل
  • استقلال اردبیل
  • تاکسیرانی تهران
  • بانک تجارت تهران
  • پرسپولیس تهران
  • السد قطر
  • آرمینیا بیله‌فلد آلمان
  • بایرن مونیخ آلمان
  • هرتابرلین آلمان
  • الشباب امارات
  • پرسپولیس تهران
  • صبا باطری تهران
  • سایپای کرج

 

علی دایی در تیم ملی

علی دایی در سال‌های اخیر همواره بازیکن اصلی ایران و کاپیتان این تیم بوده‌است. او بیشترین بازی ملی و بیشترین گل زدهٔ تاریخ تیم ملی را دارد (گل‌های زدهٔ او در میان تمام تیم‌های جهان نیز اول است).

او در جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶ امارات به همراه باقری و عزیزی از بهترین ستارگان ایران بود.

دائی در بازی معروف ایران و استرالیا در بازی پلی اف مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ (۱۳۷۷) فرانسه پاس گل دوم ایران را برای خداداد عزیزی ارسال کرد و این گل باعث راهیابی ایران به جام جهانی شد.

او به همراه ایران در دو جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه و ۲۰۰۶ آلمان به میدان آمد و در ۵ بازی ایران در این بازی‌ها شرکت کرد. پاس دایی بود که زمینه گذار گل مهدوی‌کیا به آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۸ شد.

از نقاط اوج دوران ورزشی دایی را می‌توان روز ۲۴ آبان ۱۳۸۳ دانست. او در این روز و در مسابقات مقدماتی راهیابی به جام جهانی ۴ بار دروازهٔ لائوس را گشود تا نام خود را به عنوان اولین فوتبالیست تاریخ جهان که ۱۰۰ گل در بازی‌های ملی به ثمر رسانده ثبت کند. علی دایی در لیگ برتر ایران در سال ۱۳۸۶ به عنوان سرمربی و بازیکن توانست تیم سایپا را به قهرمانی برساند.

بهترین گلزن در بازی‌های بین‌المللی

وی یکی از بهترین گلزنان تاریخ فوتبال و نفر اول در لیست گلزنان بین‌المللی است. او هم‌چنین بهترین گلزن در تاریخ بازی‌های آسیایی است. او در دور مقدماتی جام جهانی سال ۱۹۹۸، با به ثمر رساندن ۳۸ گل در ۵۶ بازی در رتبهٔ اول قرار گرفت.

او در سال ۱۳۷۵ با به ثمر رساندن ۲۰ گل، دایی به عنوان بهترین گلزن در بازی‌های بین‌المللی توسط فدراسیون تاریخ و آمار فوتبال (IFFHS) معرفی گردید.

در ضمن دایی اولین گلزن آسیایی جام باشگاه‌های اروپا است. از جمله گلهای به یادماندنی او، دوگل به چلسی و یک گل او به آث میلان در لیگ قهرمانان اروپا، برای تیم هرتا برلین آلمان است، که باعث صعود این تیم به مرحله بعد لیگ قهرمانان شد.

 

 عضویت در فیفا

علی دائی توانست برای اولین بار به عنوان یک بازیکن ایرانی، به عضویت کمیته بین المللی فوتبال فیفا در آید. [۵]

 

 بهترین بازی‌های ملی

  • بازی ایران در برابر کره جنوبی، در مسابقات جام ملتهای آسیا ۱۹۹۶، که علی دایی ۴ گل به ثمر رساند.
  • بازی ایران در مقابل استرالیا، در مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸، که علی دایی در این بازی یک پاس گل تاثیرگذار داد.
  • بازی ایران در مقابل آمریکا، در جام جهانی ۱۹۹۸، که علی دایی در این بازی یک پاس گل تاثیرگذار داد.
  • بازی ایران در مقابل آلمان، در جام جهانی ۱۹۹۸.
  • بازی ایران در مقابل ژاپن، در سال ۱۳۷۸.
  • بازی ایران در مقابل لبنان، در سال ۱۳۸۲، که علی دایی رکورد فرانک پوشکاش را شکست.
  • بازی ایران در مقابل لائوس، در سال ۱۳۸۳، که با ۴ گل او در این بازی، تعداد گل‌های ملی علی دایی، از مرز ۱۰۰ گل ملی گذشت.
  • بازی ایران در مقابل کاستاریکا، در سال ۱۳۸۵، که علی دایی، رکورد جاودانه ۱۰۹ گل ملی در فوتبال، را به نام خود و کشورش ثبت کرد.

 

 بهترین بازی‌های باشگاهی

  • بازی هرتا برلین آلمان در مقابل چلسی انگلستان، در مسابقات جام قهرمانان باشگاه‌های اروپا ۱۹۹۹-۲۰۰۰، که در این بازی علی دایی دو گل به ثمر رساند.
  • بازی هرتا برلین آلمان در مقابل آث میلان ایتالیا، در مسابقات جام قهرمانان باشگاه‌های اروپا ۱۹۹۹-۲۰۰۰، که در این بازی علی دایی یک گل به ثمر رساند.

 

 سابقهٔ به عنوان مربی فوتبال

او دوران مربی گری خود را به عنوان سر مربی و بازیکن در تیم سایپا شروع کرد و توانست این تیم را در لیگ برتر ایران (جام خلیج فارس) به قهرمانی برساند. او در تاریخ ۱۲ اسفند سال ۱۳۸۶ به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران انتخاب شد و پس از شکست تیم ملی مقابل عربستان در ورزشگاه آزادی مسئولان فدراسیون فوتبال تصمیم گرفتند علی دایی را از سمت خود برکنار کنند. تیم ملی ایران در 08/01/1388 و در حضور 100 هزار تماشاگر مقابل عربستان با نتیجه 2 بر یک شکست خورد تا با 6 امتیاز از 5 بازی در رتبه چهارم جدول قرار گیرد. با این شرایط کار صعود تیم ملی به جام جهانی دشوار شد . 100 هزار تماشاگر حاضر در ورزشگاه آزادی پس دریافت گل دوم از عربستان یکصدا و با شعار (( دائی حیا کن ، تیم ملی را رها کن )) خواستار جدایی علی دائی از تیم ملی شدند ولی دائی در مقابل انتقادها مقاومت کرد و اعلام کرد که استعفا نمی دهد تا در روز 09 / 01 / 1388 فدراسیون فوتبال طی بیانیه ای رسما علی دائی را از سمت خود برکنار کرد متن بیانیه بدین شرح است : هیات رئیسه فدراسیون فوتبال ضمن تقدیر و تشکر صمیمانه از حضور گرم مردم عزیز و فهیم ایران اسلامی در حمایت از تیم ملی کشورمان و ضمن عذرخواهی از آحاد مردم بدلیل عدم کسب نتیجه مناسب در دیدار تیم ملی ایران و عربستان به استحضار مردم عزیز کشورمان می‌رساند؛ ضمن تشکر و قدردانی از زحمات آقای علی دایی در طول مدت مربیگری خود که توانست با جوان گرایی، بازیکنان ارزنده‌ای را به فوتبال ملی ایران معرفی نماید، با تغییر ایشان موافقت به عمل آمد. و این پایانی بر مربیگری وی در تیم ملی بود .[۶]


comment نظرات ()
محمد رضا پهلوی
نویسنده : علی حامد عبدالهی - ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸۸

محمدرضاشاه پهلوی (زادهٔ ۴ آبان ۱۲۹۸ در تهران، درگذشتهٔ ۵ مرداد ۱۳۵۹ در قاهره) از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ پادشاه ایران بود. او با وقوع انقلاب ایران برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام سلطنتی در ایران به حساب می‌آید.

زندگینامه

 

آغاز زندگی و دورهٔ کودکی

او در روز ۴ آبان ۱۲۹۸ (۱ صفر ۱۳۳۸، ۲ عقرب ۱۲۹۸، ۲۶ اکتبر ۱۹۱۹) در تهران به دنیا آمد. پدر او «رضاخان میرپنج سوادکوهی» (بعدها رضاشاه پهلوی)[۱] و مادرش تاج‌الملوک آیرملو (بعدها «ملکهٔ مادر») بود. [۲]

محمدرضا از این پدر و مادر، دو خواهر و یک برادر به نامهای شمس(۱۲۹۶-۱۳۷۴)، اشرف (دوقلو با محمدرضا) و علیرضا (۱۳۰۱-۱۳۳۳) داشته است.[۳]

محمدرضا پس از به سلطنت رسیدن پدرش به مقام ولیعهدی رسید. تحصیل را در مدرسه نظام به همراه بیست نفر از همکلاسی های دست چین شده آغاز کرد[۴] و از کودکی زبان فرانسوی را نزد پرستار فرانسوی‌اش مادام ارفع آموخت.[۵] در دوازده سالگی او را برای ادامه تحصیل به سوئیس فرستادند. او در سوئیس در مدارس "اکل نوول دوشی" و انستیتو لو روزه[۶] نزدیک شهر لوزان در سوئیس تحصیل کرد.

 

جوانی و ولیعهدی

محمدرضا در ۱۷ سالگی از سوئیس به ایران بازگشت و در دانشکده افسری تحصیل را ادامه داد. در سال ۱۳۱۸ با فوزیه خواهر ملک فاروق پادشاه مصر ازدواج کرد. حاصل این پیوند دختری به نام شهناز بود. [۷] طی این دوره از زندگی، محمدرضا به تدریج در کنار رضاشاه با فنون سلطنت و رموز سیاست آشنا میشد و جلسات روزانه منظمی میان آنان برقرار بود.

 

رسیدن به سلطنت

در سوم شهریور ۱۳۲۰ کشور ایران بوسیله قوای سه کشور انگلستان، شوروی و آمریکا اشغال گردید. رضاشاه دستور مقاومت داد و فرماندهی کل قوا و مسئولیت دفاع از تهران را به ولیعهدش واگذار نمود. محمدعلی فروغی از جانب انگلستان قول مساعد برای حفظ مقام سلطنت در خانواده پهلوی را به رضاشاه داد و سرانجام در روز پنجم شهریور دستور عدم مقاومت به تمام واحدها ابلاغ شد.

مذاکرات میان نمایندگان اشغالگران بر سر جانشینی رضاشاه مدتی به طول انجامید. گزینه اصلی بریتانیا به غیر از محمدرضا، پسر محمدحسن میرزا نوه محمدعلی شاه قاجار (ساکن انگلستان و افسر نیروی دریائی پادشاهی بریتانیا) بود. ولی در نهایت با توافق شوروی و آمریکا، محمدرضا پهلوی را به جای پدرش به سلطنت برگزیدند. رضاشاه پهلوی توسط انگلستان از سلطنت برکنار و به جزیره موریس و سپس به افریقای جنوبی تبعید شد.[۸]

 

سال‌های آغاز سلطنت

از زمان شروع سلطنت توسط محمدرضا پهلوی تا ترور وی در سال ۱۳۲۷، ایران یکی از آزادترین دوران پادشاهی خود را تجربه نمود. طی این دوران، شاه از محبوبیت بیشتری (نسبت به سال‌های بعدی سلطنتش) نزد مردم برخوردار بود و در مجامع عمومی و بین مردم با کمترین محافظ تردد می نمود.

ماجرای طلاق فوزیه از شاه، پس از خروج فوزیه از ایران، سه سال طول کشید. فوزیه در سال ۱۳۲۴ تهران را برای همیشه ترک کرد. از سالها پیش از آن نیز روابط شاه با وی به سردی گرائیده بود.[۷] لذا سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۷ شاه زندگی خصوصی مجردی توام با خوشی ای را می گذرانید.[۹]

در طول این هفت سال، پست نخست وزیری چهارده بار (ولی فقط بین نه نفر) جابجا شد. نخست وزیران شاه در این دوره پایگاه مردمی محکمی نداشتند. تشکیل احزاب غیر مردمی، انتشار روزنامه کیهان و اصلاح و تشکیل گارد جاویدان به فرمان مستقیم شاه در این دوره صورت گرفت. شاه معتقد بود که غربی ها مایلند که شاهی ضعیف بر کشور حکومت کند.

طی این سالها، تا زمان خروج نیروهای متفقین از ایران، شاه حداکثر فقط در تهران حکومت می کرد. این موضوع باعث شده بود تا اقتدار پادشاهی وی به عنوان یک پادشاه به چالش کشیده شود. تا حدی که زمانی که سه مرد قدرتمند آن روزگار (چرچیل، روزولت و استالین) برای شرکت در کنفرانس تهران به تهران آمدند، چرچیل و روزولت برخلاف عرف دیپلماتیک، عملا وی را نادیده انگاشتند و به دیدار وی نرفتند. [۹]

مدت کوتاهی پس از آن و در جریان پیشه وری و خودمختاری آذربایجان، شاه اینبار با کمک آمریکا فرصت یافت تا اقتدار از دست رفته را به خود بازگرداند. با اولتیماتوم آمریکا، شوروی دست از حمایت مستقیم پیشه وری برداشت و با اعتراضات مردم حکومت پیشه وری در آدربایجان و قاضی محمد در کردستان سقوط کرد.به گفته برخی با اصرار شاه و ارتش قاضی محمد بر خلاف نظر قوام السلطنه محاکمه و اعدام شد. [۹] [۱۰]

دربهمن ماه ۱۳۲۷ ماجرای ترور شاه در دانشگاه تهران اتفاق افتاد. شاه بعدها در محافل خصوصی و به طور مبهم، رزم آرا را مسئول ترور خود و هژیر معرفی می کرد. برخی معتقدند این ترور (با توجه به تعداد گلوله های شلیک شده (پنج گلوله) و ناموفق بودن آن و همچنین گلوله باران شدن ضارب توسط محافظین شاه پس از اتمام گلوله هایش!) احتمالا توسط خود شاه تدارک دیده شده است. روایت رسمی این بود که یک متعصب مذهبی وابسته به حزب توده مسئول ترور بوده است. [۱۱].

با وقوع ماجرای ترور شاه دربهمن ماه ۱۳۲۷ سران حزب توده دستگیر یا فراری شدند و مذهبی ها اولین دوران زندانی و تبعید خود را تجربه کردند. [۱۲] احزاب سیاسى را به بهانه همین ترور ممنوع کردند که نتوانند به برنامه شاه براى کسب قدرت مطلقه اعتراض کنند. آنگاه حکومت نظامى برقرار شد و در دوران حکومت نظامى انتخابات مجلس مؤسسان دوم در سال ۱۳۲۸ برگزار شده در همین سال مجلس مؤسسان دوم تشکیل شد. سپس این مجلس مؤسسان اختیارات محمدرضا شاه را افزود و به وی، حق انحلال مجلس شورای ملی و مجلس سنا را تفویض کرد. شاه بعدها در زمان کودتاى 28 مرداد از همین اختیارات استفاده نمود.

این اولین گام شاه زیرچتر حمایت انگلیس و آمریکا براى به دست آوردن قدرت دیکتاتورى به شمار میرود، حتى قوام السلطنه نیز طى نامه سرگشاده ایى به این عمل اعتراض کرده و آن را دفن کردن بقایاى مشروطیت دانست.

 

شاه و ملی شدن صنعت نفت

نهضت ملی شدن صنعت نفت آنقدر در روحیه شاه اثر گذاشت که بخش عمده‌ای از کتاب پاسخ به تاریخ که پس از سقوط سلطنت نوشته است، را نیز به خود اختصاص داده است. [۱۳] در سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۲۹ مذاکراتی بین نویل گس و عباسقلی گلشائیان، وزیر دارائی دولت انجام شد و حاصل آن قراردادی بود که به قرارداد الحاقی گس-گلشائیان معروف شد. طبق این قرارداد، حق امتیاز ایران از نفت جنوب افزایش می‌یافت ولی در عین حال قرارداد اصلی یعنی قرارداد ۱۹۳۳ تغییری نمی‌کرد. شاه مایل به تصویب همین قرارداد بود ولی نمایندگانی از جبهه ملی مثل حسین مکی، مظفر بقائی و ابوالحسن حائری‌زاده از تصویب آن جلوگیری کردند. [۱۴]

به پیشنهاد جمال امامی در مجلس شورای‌ملی، مصدق نخست‌وزیری شد. قدرت شاه در دوره نخست‌وزیری مصدق روزبه‌روز کمتر شد. به خاطر محبوبیت مصدق و امر ملی شدن نفت، شاه نیز در ظاهر از او پشتیبانی می‌کرد ولی عملا در برکناری او می‌کوشید. در رویداد ۳۰ تیر ۱۳۳۱ ارتش به طرفداران مصدق و کمونیستها تیراندازی کرد و عده‌ای کشته شدند. سرانجام بجای قرارداد گس-گلشائیان، با امضای همه اعضای کمیسیون مخصوص نفت در مجلس شورای ملی ایران در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ قانون ملی شدن صنعت نفت به تصویب رسید. مجلس سنا نیز این قانون را در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ تصویب کرد.

در سال ۱۳۲۹ شاه با همسر دوم خود ثریا اسفندیاری ازدواج کرد. او فرزند یکی از خوانین بختیاری از همسری آلمانی بود. [۱۵] اولین بار، شاه به همراه فوزیه وی را زمانی که کودکی بیش نبود، ملاقات نموده بود.[۷] برخی از مورخین اعتقاد دارند که ثریا محبوبترین همسر شاه بوده است. [۱۶]

 

کودتای ۲۸ مرداد

نوشتار اصلی: کودتای ۲۸ مرداد

کودتای ۲۸ مرداد، که با طرح و حمایت مالی و اجرائی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، علیه دولت مصدق در مرداد ۱۳۳۲ انجام شد، موجب برکناری دولت دکتر مصدق شد و محمدرضا که پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد به رم رفته بود به ایران بازگشت [۱۷]و دوران حکومت مطلقه خود را آغاز کرد. [۱۸]

 

حکومت مطلقه

در شرایط سرکوب و خفقان پس از ۲۸ مرداد، قرارداد کنسرسیوم تصویب شد. با پایان یافتن موقت بحث نفت، شاه با روشهای گوناگونی مورد حمایت قرار گرفت. دولت آیزنهاور با ارسال کمک‌های مالی و نظامی حکومت او را تقویت کرد. «پیمان بغداد» میان کشورهای ایران، عراق، ترکیه و پاکستان منعقد شد.

شاه عملا به تدریج به تصمیم گیرنده اصلی اوپک تبدیل شد. پولهای فراوان نفتی به کشور سرازیر گردید. با خروج انگلستان از خلیج فارس جزایر سه گانه مجددا به حاکمیت ایران بازگشتند. متقابلا بحرین (که پیش از آن عملا تحت حاکمیت ایران نبود) رسما از ایران جدا شد. [۱۹]

نخست وزیران این دوره، عملا تنها آلت دست شاه بودند.[۲۰] تأسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور معروف به «ساواک» با کمک امریکا و اسرائیل نقش مهمی در سرکوب‌ها و نیز گسترش نارضایتی داشت. دوباره انتخابات مجلس شورای ملی، همچون دوره رضاشاه، بر اساس فهرست تائیدشده توسط شاه انجام گرفت.

در عین حال شاه به مدرنیزه کردن ایران پرداخت و مراکز علمی و فرهنگی کشور را گسترش داد. انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی از جمله تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رای به زنان از مهم‌ترین فعالیت‌های حکومت وی بود.

دو سال پس از کودتای ۲۸ مرداد، دانشگاه کلمبیا در نیویورک به شاه ایران دکترای افتخاری داد.[۲۱] شاه از ثریا که توان بچه دار شدن نداشت جدا شد و با فرح دیبا ازدواج نمود. شاه از فرح دارای دو پسر و دو دختر گردید و رضا پسر ارشد وی ولیعهد ایران شد.

 

انقلاب و ترک ایران

سید روح‌الله خمینی روحانی شیعه رهبری قیامی را عهده دار شد که حکومت شاه را سرنگون ساخت. این حرکت که با قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ شروع شد، سرانجام منجر به خروج نهایی شاه از کشور (به توصیه آمریکا) در تاریخ ۲۶ دی ۱۳۵۷ گردید و سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ نظام حکومتی شاهنشاهی سقوط کرد. [۲۲]

علل پیروزی انقلاب ایران بسته به دیدگاه تحلیلگران شامل نارضایتی مردم از حکومت شاه و مظاهر غیر اسلامی آن،[۲۳] مشکلات روحی شاه که منجر به خطاهای تصمیم گیری توسط وی شد[۲۴] تصمیمات غلط آمریکا در خصوص حقوق بشر در ایران [۲۵]و سرانجام قطع حمایت سران غرب در کنفرانس گوادلوپ از شاه بود. [۲۶]

 

پایان زندگی

شاه پس از خروج از کشور ابتدا مدتی را در منطقه ماند، به امید آنکه مجددا به حکومت بازگردد. با شدت یافتن بیماری سرطان تحال، وی مجبور شد بر خلاف تمایل دولتمردان آمریکا، برای درمان پزشکی به مرکز سرطان مموریال اسلون-کترینگ در ایالات متحده امریکا برود. با بروز بحران گروگانگیری، هیچ کشوری علاقه به پناه دادن یک سلطان بی تاج و تخت نداشت. روزنامه نیویورک تایمز اورا به هلندی سرگردانی تشبیه کرد که به دنبال بندری برای پهلوگرفتن می گردد. شاه پس از خروج از بیمارستان ابتدا به مرکز پزشکی ویلفورد هال در پایگاه نیروی هوایی لاکلند در تگزاس، و سپس به پاناما و مکزیک سپس از آن جا به مصر رفت. او در سن ۶۱ سالگی در ۵ مرداد ۱۳۵۹ (۲۷ ژوئیه ۱۹۸۰) در اثر بیماری ماکرو گلوبولینمی والدنشتروم در مصر درگذشت. جسد وی در مسجد الرفاعی مصر دفن شده‌است. [۲۷]

 

اقدامات مهم شاه

 

حقوق بشر و سیاست داخلی

در دوران اولیه سلطنت وی و تا پیش از کوتای ۲۸ مرداد وی مخالفت چندانی با فعالیت حزبی و سیاسی در کشور نداشت و نشریات از آزادی نسبی بر خوردار بودند.این آزادی در دوران نخست وزیری محمد مصدق به اوج خود رسید.اما پس از کودتای ۲۸ مرداد تا پایان دوران سلطنت وی فعالیت جبهه ملی ، حزب توده و بسیاری دیگر از احزاب کشور ممنوع شد و روزنامه ها و نشریات نیز به شدت تحت فشار و سانسور قرار گرفتند.فعالیت سیاسی به احزاب ایران نوین و ملیون ( و دو حزب کوچک دیگر) محدود شد. شاه در سال ۱۳۵۳ همان دو حزب را نیز منحل و حزب رستاخیز را تاسیس کرد. وی طی سخنانی گفت که هر کس مایل نیست به عضویت حزب رستاخیز درآید یا بطور رایگان پاسپورت گرفته و از ایران برود و یا جایش در زندان است.[۲۸] [۲۹]

 

انقلاب سفید

محمد رضا شاه پهلوی در ژانویه سال ۱۹۶۲ به انجام اصلاحاتی پرداخت که بعدها به طور رسمی «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» نام گرفت.

مهمترین این اصلاحات، تصویب قانون اصلاحات ارضی و اعطای حق رأی برای اولین بار در تاریخ به زنان ایرانی بود.

 

سایر اقدامات

  • انعقاد معاهده الجزایر و تعیین خط مرزی ایران و عراق و تثبیت حاکمیت ایران در آب‌های اروندرود
  • حضور نظامی ایران در جزایر ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک
  • برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران
  • تغییر مبدا تاریخ ایران از هجری خورشیدی به تاریخ شاهنشاهی
  • افزایش سطح قدرت نظامی ارتش ایران.[۳۰]
  • مشارکت در تأسیس اوپک .[۳۱]
  • توسعه نیروهای نظامی ایران.[۳۲]
  • تأسیس سازمان انرژی اتمی ایران
  • تاسیس مجلس سنا
  • رفع اختلافات مرزی در مرزها- پیمان مثلثی عراق - ترکیه -ایران
  • ایجاد تاسیسات زیربنایی همچون سدها و فرودگاه‌ها و دانشگاه‌های مختلف
  • تاسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک)

 

شاه و زنان

او در مصاحبه‌ای گفته است که در زندگی یک مرد، زن به حساب نمی‌آید مگر آنکه زیبا و دلربا باشد و هیچ زنی هرگز او را تحت تاثیر خود قرار نداده‌است. [۳۳] محمدرضا شاه در مصاحبه‌ای دیگر با باربارا والترز این مصاحبه را تحریف شده دانست.[۳۴]

تا سال ۱۹۶۳ زنان ایرانی حق شرکت در انتخابات را نداشتند. در این سال، شاه فرمانی صادر کرد که بر اساس آن به زنان نیز مانند مردان حق شرکت در انتخابات داده شد.[۳۵] با وقوع انقلاب سفید، زنان ایرانی علاوه بر حق انتخاب کردن، دارای حق انتخاب شدن نیز شدند. با احکام صادره از سوی شاه، دو زن در سنا منصوب گشته، و ۶ زن نیز با کسب آرای لازم به مجلس بیست و یکم راه یافتند. اندکی بعد فرخرو پارسا) عنوان اولین وزیر زن در تاریخ معاصر ایران را کسب نمود و در سال ۱۹۷۱، نخستین دیپلمات زن راهی الجزایر گردید.[۳۶]

«قوانین حمایت از خانواده» که چند همسری را دشوارتر می‌نمود[۳۷] و افزایش سن ازدواج قانونی زنان از ۱۳ سال به ۱۸ سال از دیگر قوانینی است که در دوره وی به تصویب رسید.[۳۸]

 

دین و مذهب

محمدرضا مسلمان و شیعه بود. اگرچه او واجبات شخصی اسلام همچون نماز را بجا نمی‌آورد، ولی او عمیقا به خدا اعتقاد داشته و تا حدی نیز قضاوقدری بوده‌است. [۳۹] او بارها در کتابها و مصاحبه‌های گوناگون به مکاشفاتی اشاره می‌کند که به آن وسیله با ائمه و بزرگان مذهبی در ارتباط بوده‌است و خود و سلطنتش را تحت حمایت آنان می‌دیده‌است.[۴۰]

متقابلا او با علمای مذهبی میانه خوبی نداشت. اگرچه او روش رضاشاه را در قلع و قمع روحانیت شیعه در پیش نگرفت، ولی در میان روحانیون، فقط به آنانی احترام می‌گذاشت که مطابق میلش رفتار می‌نمودند.[نیازمند منبع]

 

سوءقصدها

محمدرضا پهلوی بار دیگر در ۲۱ فروردین سال ۱۳۴۳ در برابر پله های کاخ اختصاصی مورد سوءقصد یکی از افراد گارد جاویدان قرار گرفت. این فرد به نام «شمس‌آبادی» ابتدا با مسلسل بطرف شاه شلیک کرد و وقتی دید که هیچیک از گلوله هایش به شاه برخورد نکرده است، قصد داشت خشاب دیگری را به سوی وی شلیک کند که با دخالت دو نفر از محافظان گارد، متوقف شد. محرک اصلی وی فردی به نام «پرویز نیکخواه» بود که بعدها به عضویت ساواک درآمد.[۴۱]

 

در رسانه ها

نشریه تایمز وی را بدلیل هزینه های هنگفتی ( ۱۰۰ میلیون دلار) که برای برگزاری جشن های ۲۵۰۰ ساله انجام داد بعنوان هفتمین دیکتاتور فاسد جهان معرفی کرده است.[۴۲]


comment نظرات ()
مهاتما گاندی
نویسنده : علی حامد عبدالهی - ساعت ۳:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸۸

" مهاتما گاندی ، رهبر ضد استعمار هند "

گاندی موهندس ( مهاتما) ، رهبر و پیشوای سیاسی و اخلاقی هند در سال 1869 در خانواده ای متوسط از طبقه بازرگانان متولد شد . پدرش نخست وزیر حکومت محلی و مادرش بانویی متدین بود و همین سجیه در اخلاق فرزندش اثر فراوان داشت . او تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش شروع کرد و سپس همراه خانواده خود به راجکوت رفته و در آنجا به ادامه تحصیل پرداخت .

پس از درگذشت پدر ، مادر متعصبش را راضی نمود که برای تحصیل حقوق ، به لندن برود و مادر پس از گرفتن قول از فرزند مبنی براینکه هرگز به زن ، شراب و گوشت دست نزند ، با رفتن او موافقت کرد .

ماههای اول اقامت در آن شهر ، تغییرات بزرگی در اخلاق و روحیه وی به وجود آورد ، چنانکه به آموختن ویولون ، آیین سخنوری و...  پرداخت ، سپس به دنبال آشنایی  با طرفداران گیاه خواری و مخصوصاً آشنایی با دو برادر متصوف ، روشی ساده در پیش گرفت و می کوشید هر چه بیشتر زندگی را ساده و ارزان بگذراند . وی به هنگام اقامت در لندن ، آثار بزرگ دینی خود را به زبان انگلیسی خواند و آنگاه به مطالعه دیگر ادیان ، به خصوص اسلام و مسیحیت پرداخت .  فصل مربوط به پیغمبر اسلام ، از کتاب " نور آسیا " تالیف ادوین آرنولد ، اثر عمیقی در وی گذارد و همین که قرائت انجیل را به پایان رسانید ، تحولات بزرگ اخلاقی وی شروع شد .

گاندی پس از فوت مادرش به آفریقای جنوبی رفت و در طول اقامت در آنجا ، چند بار از طرف مأموران دولتی و غیر دولتی مضروب شده  و به زندان افتاد . گاندی پس از سه سال اقامت در آفریقای جنوبی و مسافرت به نقاط مختلف آن ، به هندوستان بازگشت و برآن شد که ملت هند را از بی عدالتیهایی که نسبت به هموطنانشان در آفریقای جنوبی می شود آگاه سازد . چند جزوه انتشار داد که یکی از آنها سبب شد به هنگام بازگشت مجدد به آفریقا مورد شتم و لعن اروپاییان قرار گیرد .

وی تصمیم گرفت در سراسر کشور هند به وسیله قطار درجه سه مسافرت کند ، تا هم با روحیه مردم و وضع زندگی ایشان در نواحی مختلف آشنا شود و هم طی مسافرتهای طولانی ،  از نزدیک ببیند که طبقه سوم چگونه زندگی می کنند ، به چه چیز احتیاج دارند و چه عواملی برای پیشرفت ایشان لازم است .

وی برای تربیت نفس خویش ، تلاش فراوان داشت . نخستین تصمیم او ، به اصطلاح هندی " تجردی درعین تأهل" است . تصمیم دوم وی " عدم تملک" است ؛ این تصمیم با اهدای همه دارایی خود ، حتی جواهر زنش ، به کنگره هندوان مقیم آفریقای جنوبی آغاز گردید . گاندی به هم میهنان خود می گفت : " در راه راستی مبارزه کنید ، ولی هرگز به اعمال زور و تشدد نپردازید تا موفق شوید . "

وی در مدت 29 سال ، وضع کلی سیاست هند را تغییر داد ولی خود تغییری نکرد و بر اصول اخلاقی خویش پایبند بود . او با مشاهده علاقه عمومی مردم برای آزادی و استقلال ، در هر موعظه ای که می کرد یا در مقالاتی که هر دو هفته با نام خویش ، موسوم به " هند جوان " و " نوجوان "
می نوشت ، مردم را به آرامش تشویق می کرد . مهاتما برای رفع اختلافات پیروان ادیان مختلف به خصوص هندو  و مسلمان همت گماشت و بر علیه استعمار مبارزه  کرد . او دائما  از شهرهای مختلف دیدار می کرد و اغلب پیاده به شهرها می رفت.

در نهایت ، دشمنان وجود چنین مرد انقلابی را تحمل نکرده و نقشه مرگ او را طراحی نمودند . اولین بار یک بمب دستی به طرف اطاقی که گاندی در آن نشسته بود، پرتاب شد ولی به وی اصابت نکرد . اما روز بعد در 30 ژانویه 1948 ساعت و نه نیم  صبح  ، هنگامیکه از عبادتگاه " بیرلاهاوس" خارج می شد تا برای اجرای فریضه دینی به خانقه برود ، یک هندوی متعصب به نام " رامینات" به او نزدیک شد و در حالیکه تظاهر به ادای احترام ب می کرد به وسیله طپانچه کوچک خودکار ، سه تیر به سمت قلب وی شلیک نمود . گاندی که روزهای آخر بیش از پیش ضعیف وشده بود بر زمین افتاد و پس از ادای دو کلمه " هه رام" ( خداوندا) در گذشت .

تالیفات گاندی

وی تالیفات بسیاری دارد ، از آن جمله است : تجربیات من با راستی ، صد درصد ساخت هند ، وحدت جماعت و فرق ، برنامه خلاقه ، خاطرات دهلی ، کلید بهداشت ، عدم تشدد در صلح و جنگ ، کفّ نفس ، بانوان و ظلم اجتماعی که به ایشان روا می شود و...


comment نظرات ()
← صفحه بعد